fahimeh_rahimnia
Jan 29
4.2K
42.4%
دو تا مادربزرگهام صبح زود در حالی که برف می آمد راهی بیمارستان بودند... دکتر به آنها گفت، عجب دختری دارید. احدی صدایش را موقع زایمان نشنید... و من با یک خال گوشتی خاکستری بزرگ در پهلوی راستم به دنیا آمده بودم. و دکتر باز هم ادامه داد با این علامت هیچوقت او را گم نخواهید کرد... و من، هرگز، خودم را گم نکردم...
fahimeh_rahimnia
Jan 29
4.2K
42.4%
Cost:
Manual Stats:
Include in groups:
Products:
